در تنگا تنگ هر نفسُ....در چکاچک هر آهُ...در حرف به حرف گذر از من به تُ«ز» امروز را صبورانه گره می زنم به«ف» فردا تا.....به وقت دلتنگی، حواس تنهایی را پرت کنماما.....زلفی پریشان می شودبرای پشتِ گوشِِ فراموشی ُ...دندانه ها یِ شانه یِ یادش بخیربرچسبها: خیال, امروز, فردا, دلتنگی
برچسب:
نویسنده: سجاد میرزایی